جنایت های نوع بشر در نتیجه نا آگاهی

این صفحه رو با دست های گره خورده نوشتم و این حرف به هیچ وجه بیانگر و یا اثبات آگاهی و دانش من در هیچ زمینه ای نیست، ولی قطعا بعد از مطالعه کامل سطر های زیر متوجه خواهید شد که دستان گره خورده من در نتیجه جهل آشکار عده ایه که خودشون رو علامه دهر می دونند. (بابت این لحن تند عذرخواهی می کنم اما ...)

تولید کنندگان دام بر اساس قوانین موظف به رعایت حقوق حیوانات هستند و باید امکاناتی مثل فضای کافی و پاکیزه، هوای تمیز، بهره مندی از نور خورشید و امکان برآوردن تمایلات اجتماعی حیوانات با یکدیگر را فراهم کنند.
تا بحال صنعت دامپروری در سراسر دنیا، حتی در غرب مدرن، از این قوانین سرباز زده است. و در نتیجه این ایستادگی ظالمانه، قیمت گوشت و فرآورده های آن که بصورت صنعتی و نیمه مصنوعی تولید می شوند، پایین مانده است و این امر سبب افزایش روز به روز تقاضا می شود.
اما در پشت پرده ...

بر اساس قانون کشتار با ترحم، (قوانین آمریکا) پستانداران قبل از ذبح، باید توسط ابزار گیج کننده، به حالت بیهوشی درآیند که این امر تضاد بالایی با سرعت خطوط کشتار دارد که در ادامه خواهید دید.
حیوان بیچاره پس از شنیدن صدای همنوع خود و یا استشمام بوی خون، از همان ابتدا مقاومت وجودی خود را نشان می دهد و غالبا، در چنین شرایطی با ضربه زدن به سر حیوان و یا شوک الکتریکی مانع از ادامه تقلای او می شوند که این اتفاق پس از درک حیوان از آینده خود رخ می دهد.

سالانه در حدود 25 میلیون تن آنتی بیوتیک برای مصارف دامی چهارپایان مصرف می شود که معمولا با هدف افزایش رشد استفاده می شود. با توجه به اینکه این اقدام نتایجی مانند تولید باکتری های مقاوم به آنتی بیوتیک خواهد شد و البته تولید گوشت های دارواندود هم اجتناب ناپذیر خواهد بود، بیماری های غیر قابل درمان با احتمال بیش تری به انسان نزدیک خواهند شد.
در زیر مواردی مهم از اتفاقات و رویداد های صنعت دام پروری شرح داده خواهد شد:

نیمی از لاشه های گاو و یک سوم از لاشه های خوک و همچنین سالانه در حدود یک میلیارد حیوان که قبل از رسیدن به کشتار گاه ها می میرند، به تولیدات جانبی تبدیل می گردند. که به اصطلاح بازیافت نامیده می شود.
لب های این حیوانات به مکزیکو صادر می شود تا از آن نوعی ساندویچ تهیه شود، شاخ ها به ژلاتین، و سایر اجزاء، از مواد اولیه لوازم آرایش و دارو های تقویت جنسی گرفته تا انواع چسب را تهیه می سازند و در آخر هر آنچه که می ماند را پس از آسیاب و جوشاندن تبدیل به انواع کالا های خانگی می کنند و عموما از آنها پودر قهوه ای رنگ چسبناکی می سازند که به عنوان ماده افزودنی غذای دام مصرف می شود. مثلا مرغ مادر که به دلیل دستکاری های هورمونی و ساعت بیولوژیک بدن حیوان، بیش از حد معمول تخم گذاری می کند، پس از مدتی بر اثر کمبود کلسیم تخم هایی با پوسته نازک تولید می کند. که این پودر قهوه ای به همین دلیل کالای مورد استفاده مرغداری ها شده است.
و البته این ماده سبب ساز ایجاد تومور و بیماری های خطرناک در مرغ می شود که بوسیله آنتی بیوتیک و مواد شیمیایی، از حاد شدن آن جلوگیری می کنند.

گوشت خواری ، جنایت بزرگ بشر

در طبیعت، خوک ها شبانه بیش از پانزده کیلومتر به راهپیمایی و تغییر محل خود می پردازند. این در حالی است که تعدادی از دامپروری ها، ماده خوکهای آبستن را بر روی زمین های بدون پوشال با آلودگی شدید و مملو از صداهای گوش خراش و فضایی که به زحمت از اندازه خود حیوان بزرگتر است نگهداری می کنند. این موجودات سرانجام به دنبال آبستنی های مکرر حاصل از تلقیح، دچار جنون می شوند و تمام مدت بی قرارند. برای اینکه خوک های نا آرام مجبور شوند به بچه هایشان غذا بدهند، آنها را در محل خود محکم می بندند و در انتهای دوره که قابلیت تولید مثل آنها تقلیل می یابد، آن ها را روانه کشتارگاه می کنند. گاهی به آنها دارو های ضد اضطراب خورانده می شود که بتوانند وضعیت غیر عادی زندگی شان را تحمل کنند.
بچه خوک ها بدون داروی بی حسی و یا بیهوشی اخته می شوند و دم هایشان کوتاه می شود. آنها در آخور های بتونی تاریک زندگی می کنند و فقط هنگامی نور خورشید را می بینند که برای کشته شدن به بیرون برده می شوند.

مرغ های ساکن مرغداری، مجبورند در فضایی مانند جای باتری که در کنار هم قرار می گیرند زندگی کنند که مساحتی در حدود یک کاغذ A4 می باشد. این حیوانات معمولا پس از گذشت چند وقت با گردنی مملو از تاول، بال کچل شده، تاج های خون آلود و پا های زخمی مواجه می شوند اما اغلب بدلیل مصرف دارو نمی میرند.
گاز حاصله از مدفوع تجمع یافته و لاشه های بو گرفته، کارگران مرغداری را مجبور به استفاده از ماسک می کند.
و البته لاشه ها همچون لاشه های ماهی و سایرین به پودر تقویتی تبدیل خواهد شد. (که دیده شده گوشت مرغ و یا حتی تخم مرغ گاها بوی ماهی می دهد.)

هیچکدام از مرغ هایی که دچار افسردگی سکون شده اند، نمی توانند بدوند، آشیانه بسازند، خود را نظافت کنند، بال های خود را باز کنند، جفت گیری کنند و زیر نور خورشید زمین را جستجو کنند
دیده شده که مرغ های مرغداری دیوانه وار شروع به کندن پر های همدیگر کرده اند.

در برخی مرغداری ها هر هشت ساعت چراغ ها را خاموش و روشن می کنند و به عبارتی سرعت چرخه شبانه روز را بطور مصنوعی تغییر می دهند و در نهایت که موفق می شوند در یک بازه یک ماهه، رشد جوجه ها را به حدی برسانند که روانه بازار شوند، از آنها به عنوان مرغدار نمونه تجلیل می شود.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که بطور معمول حداقل سه ماه برای این رویداد زمان لازم است و حیوان در آستانه تحمل خود قرار می گیرد که بدون داروهای تقویتی به مرگ حیوان منجر خواهد شد.

گاو نر که جز برای جفت گیری با گاو های ماده شیر ده و تولید گوشت قرمز یا سفید نگهداری نمی شود.
بله درست است گوشت "سفید" که برای تولید آن، گاو نر را در تمام عمرش به آخور می بندند و به گردن آن زنجیر می اندازند تا نتواند به اطراف حرکت کند.
جیره غذایی این حیوانات مظلوم، مخصوص است و فاقد یون های آهن و مواد خوراکی سبوس دار است و انواع هورمون ها و آنتی بیوتیک ها را به آنها تزریق می کنند تا رشد سریع تری داشته باشند و در اثر این رشد سریع تلف نشوند.
حیوان تمام مدت عمر خود بجز در زمان غذا خوردن در تاریکی نگه داشته می شود. اما نتیجه چیست؟
حیوانی که ظاهرا رشد کاملی دارد و گوشتی به سفیدی و تردی یک گوساله تازه متولد شده و البته سود و لذت برای برخی افراد، چه مصرف کننده و چه فروشنده !!!!

جنایت بشر
کشتار حیوانات بدست بشر

از نظر آنها؛ تنها چیزی که در علم ژنتیک مهم است، تولید حیوانی با صفات رشدی، تولید مثلی و مصرف غذایی به صرفه تر است، به هر قیمتی ...!

امروزه مرغ ها، سالانه در حدود 300 تخم مرغ تولید می کنند که اجداد وحشی آنها در شرایط طبیعی و ارگانیک فقط 12 تخم داشتند.
گاو ها بیش از نه تن شیر خواهند داشت که اجداد آنها در همین چند دهه پیش، بیش از حدود دو تن شیر نداشتند.
به گاو ها، خوک ها و مرغ ها ماشین های تولید مثلی لغب داده اند که نتایج زیستی و اکوسیستمی فاجعه باری به بار آورده است، بطوریکه گرمایش زمین، گرسنگی جمعیت قابل توجهی از بشر و پیدایش بیماری های ناشناخته و جهش های ژنیتیکی در ویروس ها و باکتری ها و حتی انسان را شاهد هستیم.

حیوانات به اصطلاح "زمین گیر" ، که شامل آن دسته از حیوانات اند که بر اثر بیماری قادر به راه رفتن نیستند و از نظر اقتصادی هم توجیهی برای هزینه های دامپزشکی و درمانی ندارند. آنها بوسیله تراکتور و یا جرثقیل های چنگک دار، روانه کشتارگاه ها می شوند.
اما متاسفانه تنها قیمت ارزان این حیوانات است که باعث می شود پدیده حیوانات زمین گیر برای صاحبان دام، به معنی جبران ضرر باشد.

در دامداری ها دیده شده که کارگران فاقد هر گونه آموزشی اعمال جراحی را انجام می دهند و بجای بیهوشی از روش هایی همچون بستن دام به آخور استفاده می کنند.
تخمین زده می شود که در حدود چهل الی پنجاه درصد از گاو های شیری آمریکا، دچار بیماری ورم پستان هستند که می تواند نتیجه رویداد هایی همچون: کارکرد نامناسب ماشین های شیر دوشی، شیر دوشی بیش از حد، مراقبت های بهداشتی نامناسب و غیره باشد.

گاو های فحل (آماده جفت گیری) را پس از جدا کردن از گله در داخل یک چهارچوب فلزی به نام چهارچوب جفت گیری قرار می دهند. در پشت این قفس یک دریچه فلزی قرار دارد که گاو ماده از این طریق می تواند با گاو نر جفت گیری کند. این یک شیوه ظالمانه و غیر طبیعیست.

نوک چینی ، داغ زدن ، اخته کردن ، سوراخ کردن گوش ، جدا کردن بخشی از بال و کاکل ، شاخ بری ، کشیدن دندان ها ، بریدن دم ، کوتاه کردن پنجه و تمامی اعمالی که گفته شد و خیلی از موارد دیگر که در این صنایع پر سود و خطرناک انجام می شود؛ تنها بخشی از ظلمیست که بشر به طبیعت می کند و قطعا دست انتقام طبیعت گیرا تر از هر قدرت دیگریست.

مردمی که با غذای حاصل شده از این وحشیگری تغذیه می شوند و در حالی که سیستم بدنی آن ها کوچک ترین نیازی به فرآورده های گوشتی یا بهتر بگوییم فرآورده های خونی ندارد بلکه کاملا با آن در تناقض و ناسازگاریست، قطعا از نظر روحی و روانی در جایگاه انسان متمدن نخواهند بود.
اگر مدعیان حقوق بشر ذره ای به آنچه که رخ می دهد توجه کنند، دلیل تمام ناکامی ها و جنگ های بشر را پی خواهند برد ...
میفهمند که چگونه غذای جانوری بشر را به تشنج نهان و آشکار سوق می دهد.
می فهمند که چرا افراد برجسته ای همچون :
اسحاق نیوتن، آلبرت انیشتن، توماس ادیسون، نیچه، ماهاتما گاندی، نیکولا تسلا، ارشمیدس، لائوتسه، ولتر، ژان ژاک روسو، رابیندرانات تاگور، لئو تولستوی، زرتشت، بودا، هومر، شوپنهاور، کنفسیوس، موریس مترلینگ، چارلز داروین، ونسان ون گوگ، هانس کریستین اندرسون، سنکا، رومن رولان، فیثاغورس و افلاطون گیاهخوار بوده اند.
و میفهمند که ایراد و چاره کار کجاست!!
طرفداران محیط زیست خواهند فهمید که چرا طبیعت رو به سوی قهر با بشر دارد، خواهند فهمید که گاز های تولید شده توسط دام دلیل اصلی گرمایش زمین و ذوب شدن یخ های قطبی است، پزشکان و محققان دست از ترس بر می دارند و حقیقت گوشت را بر ملا خواهند کرد که گوشت چگونه محیط بدن را اسیدی می کند و سبب ساز بیماری های نظیر انواع سرطان ها ، فشار خون ، چاقی ، بیماری های روانی و افسردگی می شود و مافیای کثیف و ثروتمند این صنایع دست از دامن زدن به این خودکشی همگانی خواهند برداشت.

مطالب بالا به قلم شاهین دهباشی و با کمک گرفتن از منبع بزر گ اطلاعاتی ای به نام کتاب زمین ، زمان ، انسان نوشته مزدافر مومنی می باشد.